سلام بر اندیشه ای که ایرانی اسلامی مقتدر، مستقل و پایدار می خواهد.      
آخرین اخبار
اسلام و تمدن گفتگو و عقل ورزی/1
اسلام از ابتدا بر مبنای فطرت و عقل وجدان شكل گرفت و تكیه مناظراتش بر عقل و بدیهیات اولیه نیز بر همین اساس است. این برخورد اسلام و تكیه بر عقل در گفت و گوها تنها با اهل كتاب و صاحبان ادیان الهی نبوده است، بلكه با مشركان و كفار نیز همین اصل رعایت شده است.
خبرنگار گروه فرهنگ و معارف «سلام‌خبر»، برخی ایده تقریب بین ادیان را باطل و تحقق آن را باطل می پندارند، اما واقعیات تاریخی جهان اسلام از امور دیگری پرده برمی دارد .فرایند مناظره درباره موضوعی خاص، برپایه خرد و زبان مشترک استوار است، یعنی دو طرف مناظره تا وقتی فهم مشترکی از موضوع بحث در ذهن نداشته باشند، نمی توانند درباره آن به تبادل نظر بپردازند.

شریعت اسلام از آن جا که به گفت و گو و تبادل آرا اهمیت خاصی می دهد، در همه ادوار باب مناظره را با دیگران گشوده است. امام رضا علیه السلام که از او می توان به عنوان سردمدار این حرکت فرهنگی جهان اسلام یاد کرد، با پذیرش شرکت در مناظرات سران ادیان در دربار مأمون اثبات کرد که ادیان مختلف معارف مشترکی دارند که با مطرح کردن آن می توان باب گفت وگو را گشود و حق و باطل را از یکدیگر تمیز داد...

سابقه تاریخی مناظره و گفت و گو در اسلام به زمان پیامبر اعظم صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و ماجرای مباهله بر می گردد. مباهله از جمله قضایای تاریخی معروف صدر اسلام است كه درآن بین پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و سران مسیحیت مناظره ای صورت گرفت و در نهایت به مباهله ختم شد.

علت این امر هم عدم پذیرش استدلالات منطقی و عقلی اسلام و رهبر آن توسط رهبر مسیحیت بوده است، به عبارت دیگر عناد، مانع پذیرش حقیقت توسط آنان شد. به همین دلیل خداوند دستور به انجام مباهله داد تا آنان در مقابل واقعیات قرار گیرند. مسیحیان، هم حق را نپذیرفتند و هم مباهله را.

پس از این ماجرا یهودیان مدینه نزد پیامبر آمدند و سؤالاتی را مطرح می کردند علاوه بر مدینه، اقلیت های مذهبی و دینی سایر شهرهای عربستان و حجاز نیز نزد رسول ا... صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله می آمدند و به بحث و مناظره می پرداختند، این رویه در دوره های خلفای پس از پیامبر نیز ادامه داشته است.

شیوه پاسخ گویی در مناظرات پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و ائمه علیهم السلام با نظر به قرآن روشن می شود، وقتی قرآن می فرماید «ان مثل عیسی عندا... كمثل آدم خلقه من تراب» این یك استدلال عقلی، وجدانی و فطری است. بنابراین قرآن كریم و شارع مقدس از همان ابتدا، عقل، فطرت و وجدان را مبنای مناظرات قرار داده اند. در واقع تكیه اسلام از ابتدا بر مناظره عقلی استوار بوده است.

اسلام از ابتدا بر مبنای فطرت و عقل شكل گرفت و تكیه مناظراتش بر عقل و بدیهیات اولیه نیز بر همین اساس است. این برخورد اسلام و تكیه بر عقل در گفت و گوها تنها با اهل كتاب و صاحبان ادیان الهی نبوده است، بلكه با مشركان و كفار نیز همین اصل رعایت شده است.

درسایر ادوار مثل دوران حیات حضرت علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام نیز بحث مراجعه بزرگان و رهبران ادیان به پیشوایان اسلام و پاسخ های متین عقلانی آن بزرگواران وجود داشته است.

این مراجعات علل مختلفی داشته است، یكی از مهمترین علل شكل گیری این مناظرات حكومت های وقت بوده است. در دوره امویان و عباسیان، حكام سعی بر ترجمه متون فلسفی یونان و... داشتند، بخصوص در دوره بنی عباس سیاست بر این نهاده شد كه به ترجمه متون بیگانه اتكا شود و هیاهوی علمی- سیاسی برپا می كردند و ائمه علیهم السلام در مقابل این گونه حركات، روش عقلانی در پیش گرفتند و سعی داشتند آنچه را كه مورد قبول اسلام است و منافاتی با احكام عقل و فطرت و دین و حقایق واقعی ندارد را برای مردم تشریح نمایند و در واقع معیارهای واقعی را در اختیار مردم قرار دهند.

آن معیارها بر علوم وارداتی جهان اسلام و آنچه در درون نظام اسلام تولید می شود، حاكم باشد، در واقع براساس این معیارهاست كه صحت و سقم آنچه تحت لوای علم عنوان می شود مشخص می گردد. ائمه معصومین علیهم السلام حقایق را به دست مردم و علما دادند و آنان را به سمت واقعیات، فطرت، دین و عقل رهنمون ساختند.

سایر ادیان برای اثبات حقانیت خود از موضع بالا و فوق بشری استفاده می كنند. به عنوان مثال نصرانیت می گوید: حقیقت همان است كه ما مقرر كردیم و شما حق تفكر و وارد كردن شبهه و اشكال ندارید و باید بدون دلیل آنچه را در دینمان مطرح كردیم بپذیرید. اما آیات قرآن از همان اولین آیات، انسان را به طرف دلیل و حجت و عقل هدایت می كند؛ «ان فی ذلك لآیات لقوم یتفكرون»، «یعقلوا اولی الالباب» و... دلیل بر این ادعاست. در جای دیگر می فرماید: «قد تبین الرشد من الغی فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیكفر»، این مسأله به حدی روشن است كه جای تردید باقی نمی گذارد. پس مبنای اسلام بر این است كه باید حق و باطل روشن شود. اما در سایر ادیان این گونه نیست كه حق و باطل روشن شود، بلكه ما باید فكر كنیم و شما قبول كنید، بدون آن كه حق چون و چرا داشته باشید.

به عبارت دیگر، اعتقادات در اسلام چیزی جدا از واقعیات نیست، اسلام سعی می كند مسایل ذهنی و فكری را به واقعیات عملی تبدیل كند، مسایلی نظیر توحید، معاد، امامت، شفاعت و نبوت و... و هرچه از مقوله اعتقادات است را از دایره ذهن خارج و در متن زندگی مردم جاری می سازد؛ یعنی این اعتقادات باید با حركت و كار و زندگی انسان ارتباط پیدا كند. پس اعتقادات یك امری منفصل از زندگی نیست، بلكه در اصل زندگی اثر دارد و اعتقادات است كه زندگی یك شخص را به هدف معینی هدایت می كند، و وقتی هدف یك شخص در زندگی مشخص شد، ابزار رسیدن به آن هم معین خواهد شد و با دیگری متفاوت و متناسب با آن هدف خواهد بود.

بنابراین، معلوم می شود اعتقادات نقش اساسی در زندگی مردم و حركت فعلی و خارجی اعم از تجارت، ارتباطات، ارتباط با محیط اطراف و اشخاص دیگر و... دارد. در آیات قرآن به این امر اشاره شده است؛ «لو كان فیهما آلهة الا ا... لفسدتا» در این آیه عامل فساد در زندگی شرك دانسته شده است، پس توحید با صلاح زندگی بشر و حیات معنوی او ارتباط تنگاتنگی دارد.

این آیه نشان می دهد خداوند می خواهد اعتقادات را از یك امر ذهنی به یك حركت عملی تبدیل کند.در حالی كه در سایر ادیان درباره اعتقادات این گونه تصوری موجود نیست و اعتقادات هر شخص به خود شخص مربوط است و تأثیری در زندگی بیرونی او ندارد. لذا همیشه این تصادمات بین تفكر اسلامی نسبت به امور اعتقادات با دیگران وجود دارد. چون توحید در اسلام هم عملی است و هم قلبی، اما در سایر ادیان توحید تنها یك امر قلبی است.

منبع: سلام خبر
مطالب مرتبط
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: