سلام بر اندیشه ای که ایرانی اسلامی مقتدر، مستقل و پایدار می خواهد.      
آخرین اخبار
اسلام و تمدن گفتگو و عقل ورزی/2
شیوه ای كه امام رضا علیه السلام برای انجام گفت و گو با رهبران سایر ادیان در قرن ها قبل برای اثبات حقانیت اسلام و روشنگری به كار می بردند، در جهان امروز هم كه مسلمانان از نظر سیاسی در مهجوریت قرار گرفته اند و به لحاظ فكری و فرهنگی مورد تهاجم جهان غرب واقع شده اند، كاربرد بیرونی و عملی دارد.
خبرنگار فرهنگ و معارف «سلام‌خبر»، با توجه به دیدگاه اسلام نسبت به ترویج مسایل اعتقادی و شیوه مورد تأیید این دین مبین در مناظرات که پیشتر بیان شد، لازم است تا برای تبیین ماهیت گفتگو های امام رضا علیه السلام مفاد سخنان این حضرت را به زنادقه و اهل كتاب بررسی كنیم، به عنوان نمونه حضرت مردم را به پرستش و اعتقاد به یك پروردگار دعوت می كند و با استدلال به اثبات وجود آن می پردازد. ایشان علاوه بر استدلالات خود با عمل و رفتار توحیدی، مردم را دعوت به انتقال اعتقادات ذهنی به عملی می كردند.

در واقع ماهیت مناظرات حضرت بیشتر اعتقادی است، آن هم اعتقاد از سنخی كه مورد پذیرش اسلام است، یعنی اعتقاد در فكر و عمل.

یك اصل در مناظره وجود دارد و آن اینكه نمی شود با هیچ فردی مناظره كرد مگر اینكه مشتركاتی بین افراد وجود داشته باشد، به عبارت دیگر هر انسان حتی اگر بخواهد از دیگری سؤالی داشته باشد، باید یك امر مشترك بین آنها وجود داشته باشد و از آن نقاط مشترك برای رفع مجهولات استفاده شود، در واقع باید از مشتركات برای رسیدن به اختلاف ها و رفع آن حركت كرد.

این یك اصل مشترك در همه مناظرات است. بنابراین ائمه علیهم السلام در هنگام مناظره با دیگران از همین روش استفاده می كردند و از نقاط مشترك بین الادیانی برای رفع اختلاف های فكری و اعتقادی بهره می جستند و از موضع فكریِ خودِ آنها به بیان اشكالات اعتقادی شان می پرداختند.

این شیوه مناظره، شیوه عقلایی است. رویه امام رضا علیه السلام در مناظراتش این نبوده است كه اعتقادات اسلام را برای طرف مقابل حق بالقوه فرض كند، بلكه از طریق استدلال عقلی و براساس مشتركات اعتقادی و دینی به رفع اشكالات می پرداختند و به اثبات حقانیت اسلام می پرداختند، زیرا بدون تعقل نمی توان تناقضات بین ادیان را رفع کرد. این شیوه، یك روش ضابطه مند در مناظرات است و غیر از این، مناظرات راه به جایی نخواهد برد.

در واقع حضرت رضا علیه السلام در مناظرات خود با سران ادیان به دنبال برتری جویی نبودند و با استفاده از عنصر عقل و منطق به اثبات حقانیت اعتقادات اسلامی می پردازند.

نكته مهمی كه در این مناظرات قابل توجه است، هدف از برگزاری این مناظرات توسط مأمون است، او و اطرافیانش می خواستند با برگزاری این مناظرات مردم و ذهن عموم جامعه را به این مباحث مشغول كنند، به طوری كه مردم در یك وادی و حاكم در وادی دیگر باشد، چون در این صورت حاكم خیلی راحت تر می تواند به مقاصد خودش برسد. در واقع یك سری هدف های سیاسی در پس برگزاری این مناظرات وجود داشته است.

حضرت رضا علیه السلام با شركت در این مناظرات و بهره مندی از احاطه كامل بر مبانی شریعت اسلام و اعتقادات طرفین مقابلش، دایره این بازی سیاسی را به شكلی دیگر و به سمت دیگری بچرخاند و به جای این كه این مناظرات سبب اخلال و اغتشاش فكری جامعه شود، باعث تقویت علمی علمای اسلام شد و این مشخص می كند كه امام علیه السلام توانستند نقشه شوم مأمون را خنثی كنند، همچنین باعث تقویت سطح فكری جامعه شدند كه این به ضرر هدف های سیاسی عباسیان بود.

وقتی امام رضا علیه السلام این مناظرات را انجام دادند، مأمون متوجه شد كه خلاف انتظاراتش، امام علیه السلام به هدف های خود دست یافته و سطح اطلاعات مردم و التفات آنان به مسایل اعتقادی بالا رفته است، زیرا در سابق برای مردم این گونه استدلال عقلی برای رفع شبهات تبیین نشده بود و ممكن بود كه آن شبهات را براساس دانسته های قبلی خود یا بپذیرند یا رد كنند، اما استدلال عقلی بر آنها را حاكم نبوده است، اما در زمان امام رضا علیه السلام، تفكر دارای ضابطه و قاعده شده بود و در واقع تفكر ضابطه مند، معیار تشخیص حق و باطل قرار گرفته بود، و این به نفع اسلام ختم شد.

امروزه شاهد ایجاد اغتشاش فكری توسط رسانه های جمعی و ارتباطی وابسته به دولت های غرب هستیم كه در فكر، تعقل و شعور مردم هم بی اثر نیست و شبهاتی كه توسط آنان به فكر مردم تزریق می شود تا اندازه زیادی اثر خودش را گذاشته است، بنابراین ما ناگزیر به اثبات عقلانی داشته های اعتقادی خود هستیم، لذا بهره مندی از همان شیوه ای كه امام رضا علیه السلام در مقابله فكری با جهان مسیحیت و یهود به كار بردند و یا در قبال زنادقه و سایرین بهره جستند، می تواند به ما كمك كند تا معیارهای تفكر و تعقل ضابطه مند را در جهان امروز بسط دهیم و اگر همان طور تسلیم شویم و تعصب گونه برخورد كنیم، راه به جایی نخواهیم برد.

مسأله احاطه امام رضا علیه السلام به مبانی فكری طرفین مقابل خود و به عبارت دیگر آگاهی كامل ایشان نسبت به فرهنگ جهانی آن روز از دو منظر قابل بررسی است. یكی اینكه حضرت رضا علیه السلام ، به عنوان امام نزد ما مطرح هستند و بر همه آنچه در عالم هست، احاطه دارند كه از آن به علم لدنی امام تعبیر می شود.

مسأله دیگر این است كه امام علیه السلام یك انسان كامل است، یعنی معیارهای صحیح در دست اوست، با حكمت برخورد می كند، هدفش در مسیر زندگی مشخص است و... اینها مسایلی است كه احتیاج به علم لدنی ندارد، اما برخی مسایل وجود دارد كه معیارها را مشخص می كند كه حق و باطل چیست و آن توسط علم خاص الهی فهمیده می شود. لذا این مناظرات بر هر دو بخش از علم امام استوار است، برخی از آنان بر علم لدنی امام استوار است و برخی بر علم عقلا و اهل علم.

در آخر اشاره به نظریه ای که گفته شده بهترین دوره گفت و گوی ادیان، دوره امام رضا علیه السلام است، چون ایشان توانستند با بهره گیری از موقعیت سیاسی به وجود آمده و فضای باز سیاسی به بیان و انتشار فرهنگ اسلام دست بزنند و جهان آن روز از روشنگری های امام علیه السلام بهره مند کنند، ضروری به نظر می رسد.

بر این دیدگاه یك اشكال وارد است كه بیان آن نیازمند یك توضیح است؛ جهان در آن روز 2 قسمت داشته است، جهان اسلام و ادیان دیگر، بخصوص یونان كه پرچمدار علم و فلسفه غرب بوده است كه آنها هم همچون مسلمانان دارای معرفت و معیارهای علمی و دینی بوده اند. لذا این مناظرات فرصتی شد تا بین این معارف و معیارها بحثی صورت بگیرد و نقاط افتراق آن مورد ارزیابی طرفین واقع شود.

نكته دیگر این كه بخش دوم جهان آن روز كه همان دنیای غیر اسلام است، شمولیت معارفی، عقیدتی، فرهنگی و فكری اسلام را نداشته است. تنها برگ زرینی كه دردست آنها بوده طب و فلسفه یونانی است، اما در امور تمدنی حرفی برای گفتن نداشتند.

لذا به نظر می رسد امام رضا علیه السلام در این جلسات نقاط ضعف و قوت اعتقادات و علوم معارفی آنها را بیان داشتند، نكته مهم این كه امام آنها را در فلسفه كه نقطه اتكاء آنان بود، مغلوب كرد. با این همه چون وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها به شكل امروزی در آن ایام وجود نداشته، پیام پیروزی امام علیه السلام در مناظرات آن گونه كه باید، بازتاب نداشته است، بخصوص بیان و اطلاع رسانی این پیروزی ها برای دستگاه خلافت مأمون با آن هدف هایی كه او دنبال می كرد چندان همخوانی نداشته، اما این پیام سینه به سینه و نسل به نسل تا امروز حفظ شده و آثار و بركات آن در متون علمی امروز اسلام به چشم می خورد.

منبع: سلام خبر
مطالب مرتبط
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: