سلام بر اندیشه ای که ایرانی اسلامی مقتدر، مستقل و پایدار می خواهد.      
آخرین اخبار
کد خبر: ۶۳۶۱۳
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۲
اسلام آیینی است اعم از حکومت داری که در زمان تشکیل حکومت، «جمهوریت» مهمترین شرط ایجاد و بقای «حکومت اسلامی» به شمار می رود از این رو به نظر می رسد نوع نگاه اسلام به تحقق جمهوریت بارزترین وجه تمایز آن با سایر حکومت های جمهوری به شمار می رود.
خلاصه متن:
«اصلی ترین چالش حکومت اسلامی تشکیل شده در ایران پس از پیروزی انقلاب در سال 1357 نوع تقابل، رویکرد، راهبرد و سیاست های اتخاذ شده از سوی جمهوری اسلامی در تدوین قانون اساسی و سیاست داخلی از یک سو و از سوی دیگر در ارتباط با سایر کشور ها و فضای بین الملل است که همین امر پرسش مهمی است که در اذهان عمومی جامعه خصوصا نسل جوان پس از انقلاب ایجاد شده و در پاسخ به آن باید در خصوص تفاوت گفتمان جمهوری اسلامی ایران به ویژه در مسائلی همچون دموکراسی و آزادی با سایر جمهوری های رایج در سطح جهان توضیحاتی داده شود.»

خبرنگار گروه سیاسی و اجتماعی «سلام‌خبر»، پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال ۱۳۵۷، به دعوت امام خمینی همه‌پرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در سراسر ایران برگزار شد و ۹۸٫۲ واجدین شرکت در همه‌پرسی با دادن رای «آری»، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند.
در روز ۱۲ فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند. طبق اعلاميه دولت موقت، در رفراندم 20 ميليون و 288 هزار تن (98 و دو دهم درصد آراء) به حذف سلطنت و برقراري نظامي اسلامي «بله» و 241 هزار تن «نه» گفته بودند.
جُمهوری نیز نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تاکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منسبی دائمی برای شخص اول مملکت است. جمهوری از نظر مفهوم واژه بیش‌تر درجاتی از مردم‌سالاری را نیز در بر دارد. اما، در عین حال، بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز ممکن است به این نام نامیده شوند و در این وجه، حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است.
به تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردم‌سالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمام دارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونه‌ای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت آنان اعمال می‌نمایند. امروزه پیشینه دولت های موجود در دنیا نوعی نظام حکومتی جمهوری دارند ولی این بدین معنا نیست که بافت و ساختار نظام حکومتی جمهوری در تمام کشورهای جمهوری یکسان است.

از این رو در نگاهی به تفاوت گفتمان جمهوری اسلامی ایران با گفتمان سایر جمهوری های رایج در جهان باید گفت: در تفاوت گفتمان جمهوری اسلامی ایران به وِیژه در مسائلی همچون دموکراسی و آزادی با سایر جمهوری های رایج در سطح جهان لازم است توضیحاتی داده شود.

وقتی از گفتمان اسلامی صحبت می شود، در حقیقت از اندیشه ای سخن به میان می آید که بیشترین سهم را در طول انقلاب به خود اختصاص داده است؛ هر چند این اندیشه آرمانی در عرصه عمل دچار افت و خیز بوده و ممکن است بعضا مورد نقد قرار گرفته باشد اما به دلیل سخن گفتن از گفتمان اسلامیت، بیش از آنکه ناظر به امر واقع باشد، ناظر به واقع امر است. به همین دلیل صحبت هایی که در این باره مطرح می شود، سخن از گفتمانی است که ظاهرا در فرجام انقلاب آرزوی اکثریت بود.

اما خودِ گفتمان انقلاب یک مدلول معرفتی و تئوریک داشت مبنی بر اینکه انقلاب واجد یک تئوری پردازی مشروع از میان گزاره های دینی بود؛ به عبارت دیگر ویژگی اسلامی شدن این انقلاب اقتضا می کرد یک نظریه درون دینی در باب مشروعیت سیاسی تولید و بیان شود که این نظریه، بعدها در قالب قانون اساسی به جمهوری اسلامی تعبیر شد.

حال خودِ جمهوری اسلامی در واقع یک ترکیبی بود که ظاهرا سابقه ای در کشورهای اسلامی نداشت؛ ممکن است کلمه جمهوری یا جمهوری اسلامی در برخی از کشورهای آن زمان وجود داشت، اما فاقد یک عقبه تئوریک در گفتگوهای فقهی بود، اما جمهوری اسلامی که در پرتو اسلامی شدن انقلاب مطرح شد، در حقیقت یک تئوری مستدل بر سنت فقهی داشت که تلاش می کرد از درون آن، مشروعیت سیاسی را برای دولت برآمده از انقلاب تدارک ببیند و این نظریه که همان نظریه جمهوری اسلامی است، در واقع معتقد بود که مشروعیت سیاسی واجد دو رکن اساسی است.

نخستین رکن در واقع بحث اسلامیت بود و دومین رکن، بحث رضایت و اقبال مردم. طبق ادله موجود در منابع اسلامی در این تئوری گفته می شود ، این فقیه است که اهلیت دارد بر امور نوعیه مردم حکومت کند. به عبارت دیگر ولایت فقیه بر امور نوعیه مردم نسبت به ولایت دیگران شرعی تر و نافذتر است.

مراد از نصب ولایت فقیه در نظریه های مربوط به ولایت فقیه، اهلیت است در واقع فقیه تا زمانی که مردم به او اقبال نمی کردند و به حکومت راضی نبودند، نمی توانست تشکیل حکومت دهد یا به عبارت دیگر وجوب قبلی حکومت بر فقیه بدون رضایت و اقبال مردم به مرحله تنجیز (قطعیت) نمی رسید.

به دیگر سخن، در واقع رضایت و اقبال مردم از عناصر و ارکان پیش از منصب فقیه به شمار می رفت نه شرایط پس از منصب تا بحث مشروعیت و مقبولیت مطرح شود. اساسا بخشی از مشروعیت دولت فقیه، وابسته به اقبال و رضایت مردم بود به همین دلیل حکومت از نظر امام (ره) دو دسته بود یا دولت شرعی یا دولت غیرشرعی.

دولت شرعی، دولتی بود که واجد این دو صفت بود یعنی اهلیت به اضافه رضایت و اقبال مردم؛ و دولت غیرشرعی، دولتی بود که فاقد این دو عنصر بوده به همین دلیل در گفتمان جمهوری اسلامی، دموکراسی از همان ابتدا در نظریه امام خمینی (ره) وجود داشت و نقش مردم در بنیان مشروعیت جمهوری ترسیم شده بود.

از این رو می توان گفت گفتمان جمهوری اسلامی ایران، دو تفاوت با گفتمان های رقیب دارد؛ نخست در گفتمان های دموکراتیک غربی، اساسا چیزی جز رضایت مردم بر مبنای مشروعیت نیست اما در گفتمان جمهوری اسلامی علاوه بر رضایت و اقبال مردم، عنصری جدید دخیل داده شده بود که آن اهلیت حاکم و شرایط خاص حاکم اسلامی است.

دیگر گفتمان رقیب، گفتمان اهل سنت بود. آنها نیز در گذشته شرایط خاصی مانند شیعه برای حاکم اسلامی تعریف کرده بودند اما بنا به دلایلی در طول تاریخ از این روش عدول کردند. به طور مثال اگر زمانی قریشی بودن را شرط امیر یا خلیفه بودن می دانستند، آن را دیگر به کنار گذاشته بودند. یا بر فرض، عالم و مومن بودن در برخی ادوار کنار گذاشته شد اما در گفتمان جمهوری اسلامی ایران تلاش شد در شرایط حاکم اسلامی به هیچ وجه کوتاهی صورت نگیرد.
در بحث آزادی نیز در واقع می توان گفت گفتمان جمهوری اسلامی معتقد بود که آزادی تنها یک محدودیت های خاص دارد که در درون این محدودیت ها باید تفکر آزاد شکل گیرد و معتقد بود تمام موانع فراروی آزادی باید برچیده شود.

محدویت ها مانند اینکه ارتداد یا نشر افکار یا کتب ضاله محدویت به شمار می رفت و گفتمان جمهوری اسلامی غیر از این محدودیتی برای آزادی بیان و اندیشه معتقد نبود و البته این محدودیت را هم تحت قواعد خاصی تعریف کرده بود که دچار هرج و مرج و قرائت های مختلف نشود.

در درون این محدودیت ها نیز قرار بود آزادی رواج یابد. به تعبیر مرحوم شهید مطهری در جمهوری اسلامی همه چیز باید مورد نقد و بررسی قرار گیرد و انسان آزادانه پیرامون همه مسائل زندگی خود بیندیشد، حتی از وجود خدا تا مسائل جزئی. همچنان که در ادوار گذشته تاریخ اسلامی فرقه ها و گروه های فکری راجع به همه موضوعات مذهبی، مباحثه و مجادله می کردند و بنای یک تمدن اسلامی را بنیان نهادند.

از این رو، شهید مطهری تاکید می کرد به لحاظ آزادی باید به مرتبه ای مانند دوره ولایتعهدی امام رضا (ع) برسیم که یک منکر خدا در یک جلسه عمومی حاضر شود و انکار خدا را مطرح کند و ادله خود را بیان داشته باشد و (حتی در مسجد خدا نیز این مسائل و مباحث افتاق افتاد) اما از آن طرف نیز کسی مانند امام رضا (ع) پاسخ او را بدهد.

بنابراین، جمهوری اسلامی این گفتمان آزادی را درونِ محدودیت های اندک اما در فراخ موضوعات بسیاری می پذیرفت که ظاهرا این رفتار این به خصیصه شیعه باز می گشت که آزادانه تفکر خود را بیان می کرد و تاوان این مساله را در طول تاریخ پرداخته بود.

این آزادی در گفتمان یک خصلت خاصی داشت که گفتمان جمهوری اسلامی در محدودیت های شرعی و حقوقی تعریف می کرد و بدین صورت خود را متمایز با سایر گفتمان ها قرار داد.
منبع: سلام خبر
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: