آخرین اخبار
نیاز به امام زمان علیه السلام و عرض حاجت و تقاضا به ایشان مهمترین مسأله در زندگی انسان ها قلمداد می شود که نه تنها مسائل دنیوی بلکه ابدیت ایشان با امام خود پیوند خورده است و این در حالی است که علی رغم اهمیت نیاز به امام، به نظر می رسد غفلت از ایشان در جامعۀ رسوخ کرده است.
خلاصه متن:
«یکی از مهمترین موضوعات در مباحث مهدویت، بررسی نیاز و نه تنها نیاز بلکه اضطرار به حضرت حجت علیه السلام در زندگی است. زیرا نه تنها مسائل دنیوی بلکه ابدیت ایشان با امام عصر ارواحنا له الفداء پیوند خورده است. علی رغم اهمیت نیاز به امام، غفلت از ایشان در جامعۀ شیعیان رسوخ کرده است که مهمترین دلایل این غفلت را می توان گناه و ضعف ایمان، عدم معرفت امام عصر علیه السلام و دنیاطلبی برشمرد که اگر عوامل غفلت از حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف برکنار نشود، احساس نیاز به آن حضرت در زندگی شکل نخواهد گرفت و کما کان غرق در روزمرگی های زندگی خواهیم بود و تنها به ادعای آرزوی دیدار حضرت بسنده خواهیم کرد و چه بسا همین آرزو نیز از خیال ما محو گردد.»

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و معارف ،«سلام‌خبر» حضرت امام مهدی علیه السلام فریادرس خلق است، چنانکه در زیارتی که از حضرتش (عج) روایت شده آمده است: «و دادرس کسی است که از او دادخواهی کند...» و در بحارالانوار و غیر آن روایت شده است آن حضرت (عج) حصار محکم امت و فریادرس هر بیچاره درمانده و پناه گریختگان و نجات دهنده بیمناکان و نگهبان مصونیت خواهان است.
درباره آن حضرت (عج) و پدران معصومش وارد شده در دعایی که از امام زین العابدین علیه السلام در ایام ماه شعبان روایت شده است و در زیارت جامعه ی کبیره که: «.. فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ ؛ هر کس به شما تمسک جست رستگار و پیروز شد و هر کس به شما پناه آورد از کج روی و بدبختی هر دو سرا ایمن گشت.» شواهد بسیار دیگری بر این مطلب وجود دارد و بلکه می توان گفت: وظیفه رعیت - چنان که در احوال عموم مردم می بینیم- آن است که در مهمات و جهت دفع دشمنان شان در هر زمان به رئیس خود مراجعه کنند. همچنان که همواره این عادت و شیوه اهل ولایت و عرفان بوده است که شکوه ها و حوائج خود را بر امامان خود علیهم السلام عرضه می کرده اند.
چنانکه برای پژوهنده در اخبار و آثار ایشان روشن و واضح است. می توان گفت: از جمله فواید وجود امام علیه السلام و وظایف و شیوه ها و مناصب او کمک کردن به بیچارگان و دادرسی پناهندگان است. بدون تردید هر کس از مردم را رعایای رئیس مقتدر صاحب نفوذی باشد اگر بر او ستم شود دوستانش او را راهنمایی می کنند که نزد آن رئیس شکایت برد و اگر این کار را نکند خردمندان او را سرزنش و مذمت می کنند که چرا حاجت خود را بر او عرضه نکرده است؟
از این روی می توان گفت: هر گاه در مهمات و حوائجمان روی آوردن به صاحب و مولایمان را ترک گوییم از ذلت و خواری در امان نخواهیم ماند چون وظیفه ی خود را که خدای تعالی ما را به آن امر فرموده ترک کرده ایم، چنانکه از آنچه در تاویل فرموده ی خدای تعالی: ( فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ ؛ پس در زمین پراکنده شوید و فضل و کرم خداوند را خواستار گردید» ظاهر می شود که در حدیث جابر، به «اوصیا» علیهم السلام تفسیر شده است.
پس وظیفه هر کس آن است که در امور خود جز به امام زمانش پناه نبرد و هر گاه این کار را ترک گوید، و بر او گرفتاری ها و محنت ها وارد گردد از ملامت شدگان زیانکار است که به فرموده ی خدای تعالی مخاطب می شود: «أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» مگر زمین خداوند پهناور نبود که در آن هجرت نمایید؟ ما دستور یافته ایم که از درب ها به خانه ها درآییم و خداوند امام و حجت را در هر زمان باب خود قرار داده که از آن درآیند و مامور شده ایم که به وسیله امام علیه السلام به درگاه خداوند تضرع کنیم.
اکنون که این امور دانسته شد می توان گفت: حضور و غیبت امام علیه السلام با هم تفاوتی ندارند، زیرا که او دارای بینایی و شنوایی کامل است. چنانکه در زیارت آن حضرت (عج) که از خود آن جناب رسیده این معنی آمده است و هیچ چیز از احوال مردم بر امام پوشیده نیست چنانکه در روایات متواتر تصریح گردیده بلکه این مطلب نزد ما از امور قطعی است و دیوارها و کوه ها و پرده ها بین امام و کسی از مخلوق حایل و مانع نمی شود.
شاهد بر این مطلب علاوه بر آنچه گفتیم، روایتی است که سید اجل علی بن طاووس در کتاب «کشف المحجه» به نقل از کتاب رسایل شیخ محمد بن یعقوب کلینی رحمه الله علیه از کسی که نامش را برده چنین آورده که: به حضرت ابوالحسن (امام هادی) علیه السلام نوشتم: شخصی مایل است که حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همانگونه که دوست دارد با پروردگارش بازگوید، پس آن حضرت (ع) در جواب نوشت: اگر حاجتی داشتی پس لبهایت را حرکت بده(حاجتت را بازگو کن) که همانا جواب به تو خواهد رسید.
مصنف این کتاب محمدتقی موسوی اصفهانی گوید: در یکی از سال های گذشته قرض هایم بسیار و احوالم سخت شد در این حال ماه رمضان فرا رسید پس به سوی آن جناب توجه کردم و در سحرگاه یکی از شب ها حاجتم را بر آن حضرت صلوات الله و سلامه علیه عرضه داشتم وقتی نماز صبح را در مسجد به جای آوردم و به منزلم برگشتم به خواب رفتم؛ و در خواب به دیدار آن جناب علیه السلام شرفیاب گشتم به فارسی به من فرمودند: قدری باید صبر کنی تا از مال خاص دوستان خود بگیریم و به تو برسانیم. وقتی پس از خواب بیدار شدم فضا را معطر یافتم و غم و اندوه ازمن دور شده بود، پس از آن چندماهی نگذشته بود که یکی از متدینین وجوهی برایم آورد که به وسیله آنها قرض هایم را ادا کردم و به من گفت: این از سهم امام علیه السلام است و الحمدلله رب العالمین ولی الانعام.
بدان که استغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و چگونگی معین و وقت مخصوص مقید نیست بلکه آنچه در این باب مهم است اصلاح دل و توجه کامل و توبه از گناهان و یقین ثابت و اعتقاد راسخ است ولی برای استغاثه و عرضه کردن حاجت چگونگی ها و دعاها و رقعه هایی وارد شده که شایسته است به انضمام آنچه یاد کردیم به کار گرفته شود تا در تقرب به آن حضرت (عج) و محبوب شدن نزد او موثرتر شود.
منبع: سلام خبر
مطالب مرتبط
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: