آخرین اخبار
کد خبر: ۷۸۳۵
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۴
هرچند بر خلاف گفته‌هاي کيسينجر، جمهوري اسلامي ايران به دنبال ايجاد يک امپراتوري نيست، ‌اما اين يک واقعيت است که هم اکنون جمهوري اسلامي ايران تأثير‌گذار‌ترين قدرت در منطقه خاور ميانه و در حال گذار از سطح يک قدرت منطقه‌اي و تبديل به يک قدرت مؤثر جهاني است.
هنري کيسينجر، وزير خارجه اسبق و نظريه‌پرداز آمريکايي روابط بين‌الملل در يک مصاحبه راديويي در تاريخ 15/6/1393 ايران را مشکلي بزرگ‌تر از داعش براي آمريکا دانست. کيسينجر در مصاحبه با راديو ملي آمريکا (NPR) با اشاره به جايگاه تاريخي ايران و نفوذ اين کشور در منطقه خاورميانه، ايران را مستعد‌ترين کشور منطقه براي ايجاد هژموني و تشکيل يک امپراتوري قوي در خاورميانه دانست.
وي با اشاره به اينکه نقشه خاورميانه در حال تغيير است و مرزهاي کنوني، که ماحصل سال‌هاي پس از فروپاشي عثماني و جنگ اول جهاني (1919 ـ 1920) در حال از بين رفتن است، افزود: اين مسأله از ديد استراتژيک يک فرصت بي‌نظير در اختيار ايران گذارده است. من ايران را مشکل بزرگ‌تري از داعش مي‌دانم. داعش گروهي متشکل از ماجراجويان نظامي با يک ايدئولوژي تهاجمي است که اگر بخواهد به يک واقعيت دائمي استراتژيک تبديل شود، بايد سرزمين‌هاي بيشتري را تحت سلطه خود گرفته و آن‌ها را حفظ کند.
از نظر من مقابله با گروهي چون داعش، بسيار قابل کنترل‌تر از درگيري با کشوري چون ايران است. کيسينجر تأکيد کرد، در اوضاع کنوني يک محور شيعه از ايران تا بغداد و سوريه و از آنجا تا جنوب لبنان و مرزهاي مديترانه کشيده شده ‌که اين مسأله در شرايط کنوني که مرزهاي سياسي سابق خاورميانه در حال فرسايش است، امکان تشکيل به گفته او يک «امپراتوري» را به ايران در منطقه خاورميانه مي‌دهد.
هرچند بر خلاف گفته‌هاي کيسينجر، جمهوري اسلامي ايران به دنبال ايجاد يک امپراتوري نيست، ‌اين يک واقعيت است که هم اکنون جمهوري اسلامي ايران تأثير‌گذار‌ترين قدرت در منطقه خاور ميانه و در حال گذار از سطح يک قدرت منطقه‌اي و تبديل به يک قدرت مؤثر جهاني است. اين واقعيت با مطالعه در مؤلفه‌هاي قدرت جمهوري اسلامي ايران مشخص مي‌گردد. اين مؤلفه‌ها عبارتند از؛
1 ـ مؤلفه قدرت ايدئولوژيک
2 ـ مؤلفه قدرت فرهنگي
3 ـ مؤلفه قدرت اقتصادي
4 ـ مؤلفه قدرت علمي و صنعتي
5 ـ مؤلفه قدرت نيروي انساني
6 ـ مؤلفه قدرت دسترسي به منابع انرژي
7 ـ مؤلفه قدرت نظامي
امروزه جمهوري اسلامي ايران با اتکا‌ به حمايت مردم مسلمان وشيعه در منطقه غرب آسيا داراي آنچنان پشتوانه‌اي از قدرت ايدئولوژيک است که تمامي طرح‌هاي قدرت‌هاي جهاني و استکباري و عاملان منطقه‌اي آن‌ها را نقش برآب نموده است.
در واقع حمايت‌هاي مردم مسلمان منطقه باعث شده ‌تا سرانجام نتيجه هر اقدام آمريکا و متحدانش بر خلاف ميل آن‌ها به سود جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان منطقه رقم بخورد. نتيجه ايجاد جنگ‌هاي افغانستان و عراق توسط آمريکا و تحولات بهار عربي به قدرتمند‌تر شدن جمهوري اسلامي ايران و جبهه مقاومت عليه رژيم صهيونيستي منجر شد.
جمهوري اسلامي ايران با اتکاء به فرهنگ کهن ايراني در گستره جغرافيايي «ايران فرهنگي» ازحمايت فارسي زبانان و ساکنان ايران فرهنگي برخوردار است. اين سابقه کهن فرهنگي باعث ايجاد قدرت مردمي درآسياي ميانه و قفقاز براي جمهوري اسلامي ايران شده است.
پيشرفت‌هاي ايران در عرصه دانش‌هاي با فن‌آوري بالا مثل فن‌آوري هسته‌اي، علوم نانو و ساير علوم پيشرفته به همراه نيروي انساني متخصص و علاقه‌مند به کشور و نظام جمهوري اسلامي از ديگر مؤلفه‌هاي ارزشمند قدرت براي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.
همچنين جمهوري اسلامي ايران با در اختيار داشتن دومين ذخاير انرژي نفت و گاز جهان وتسلط بر آبراه مهم و حياتي خليج فارس که روزانه بيش از 30 ميليون بشکه نفت ازآن عبورمي کند، از آنچنان مؤلفه‌اي از قدرت برخوردار است که در هر معادله سياسي دست بر‌تر را به ايران مي‌دهد.
درکنار همه اين‌ها نيروهاي نظامي قدرتمند با فن‌آوري به روز و بومي و با پشتوانه الهي و مردمي جمهوري اسلامي ايران را به قدرتمند‌ترين بازيگر حال حاضر در عرصه خاور ميانه تبديل کرده است. ايران با سعي در جهت پيشرفت و رشد هرکدام از اين مؤلفه‌هاي قدرت در حال گذار از سطح يک قدرت منطقه‌اي به يک قدرت تراز اول جهاني مي‌باشد. اين واقعيتي است که باعث ترس و دل نگراني سران آمريکا و اسراييل و متحدان منطقه‌اي آن‌ها شده است.
هنري کيسينجر مايل نيست اين حقيقت را به صورت واقعي آن يعني قدرتمند شدن ايران براساس مؤلفه‌هاي مردمي و الهي بيان کند، بلکه براي تشويش اذهان عمومي اين موضوع را به صورت تمايل ايران براي ايجاد و تشکيل يک امپراتوري بيان مي‌کند. پيش از او کسان ديگري از مقامات آمريکايي و متحدان آن، اين موضوع را به اشکال مختلف گفته بودند. مثل طرح مسأله هلال شيعي توسط ملک عبدالله پادشاه اردن که ايران را متهم به سعي در ايجاد يک امپراتوري شيعه در منطقه مي‌کرد.
در حقيقت ترس آمريکا از قدرت گرفتن ايران، که سابقه حضور تاريخي قدرتمند در منطقه غرب آسيا رادارد، ريشه اصلي دشمني‌هاي آمريکا با مردم ايران است. چون آمريکايي‌ها نمي‌توانند ‌آشکارا ترس خود از قدرت گرفتن ايران را بيان کنند، و چون در نزد افکار عمومي مردم دنيا بهانه‌اي منطقي براي مانع تراشي بر سر راه پيشرفت مؤلفه‌هاي قدرت ايران را ندارند، مسأله اتمي و مسائلي از اين قبيل را براي فريب افکار عمومي دنيا و مانع تراشي بر سر راه پيشرفت مؤلفه‌هاي قدرت ايران مطرح ساخته‌اند.
به هر حال قرار گرفتن جمهوري اسلامي ايران در موقعيت قدرت بر‌تر منطقه‌اي، مسئوليت‌هايي را براي ايران ايجاد کرده است، و انتظاراتي رادر ملت‌هاي مسلمان منطقه از ايران به عنوان اصلي‌ترين پشتيبان مسلمانان به وجود آورده است. جمهوري اسلامي ايران در راستاي انجام اين مسئوليت‌ها و پاسخ به اين انتظارات کمک‌هاي مختلف مشورتي و بعضاً لجستيکي به مسلمانان متطقه در برابر رژيم صهيونيستي و گروه‌هاي تروريستي تکفيري انجام داده است.
آمريکا که خود را قدرت بر‌تر جهان مي‌داند، اولين هدف خود را در منطقه غرب آسيا حفظ اين برتري و جلوگيري ازقدرت گرفتن ايران تعريف کرده است. چون قدرت داراي ماهيتي سيال است وابسته به شرايط زماني و مکاني، داراي سطح متغيري است؛ براي نمونه، روسيه در شرق اروپا و اوراسيا يک قدرت بر‌تر محسوب مي‌شود، امّا در خليج فارس به‌‌ همان اندازه از مؤلفه‌هاي قدرت برخوردار نيست. در حال حاضر مؤلفه‌هاي قدرت آمريکا در منطقه غرب آسيا و خليج فارس شيب نزولي به خود گرفته و هر روز در حال کاهش است.
نشانه اين افت قدرت رفتارخارج از کنترل متحّدان سنّتي آمريکا است که تايک دهه قبل، تقريباً تابع سياست‌هاي منطقه‌اي آمريکا بودند. اين افت قدرت آمريکا بايد مورد توّجه تحليلگران و مقامات سياسي کشور باشد و در محاسبات خود آمريکا را‌‌ همان ابرقدرت دهه قبل تصّور نکنند. آمريکايي‌ها سعي مي‌کنند افت مؤلفه‌هاي قدرت خود در منطقه را پنهان سازند و همچنان متّحدانشان را زير چتر قدرت خود حفظ نمايند.
جمهوري اسلامي ايران نبايد اجازه دهد مؤلفه‌هاي قدرت آمريکا در اين منطقه دوباره سير صعودي پيدا کند و بايد سعي در پر کردن خلأ قدرت موجود در منطقه را داشته باشد. ايجاد ائتلاف عليه گروه تروريستي داعش که ساخته خود آمريکاست، تلاش براي حفظ نقش رهبري آمريکا در عمليات عليه تروريسم نزد افکار عمومي مردم جهان و سعي در حفظ متحدان سنتي در مدار قدرت آمريکاست.
به صورت طبيعي و عاقلانه ايران از ورود به چنين ائتلافي که يکي از اهداف اصلي آن تضعيف قدرت جمهوري اسلامي ايران در منطقه مي‌باشد، خودداري کرده است؛ اما مسئوليت مبارزه با گروه‌هاي تروريستي که ساخته آمريکا و رژيم صهيونيستي هستند، همچنان بر عهده جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. اين نقش‌آفريني بايد به گونه‌اي باشد که ضمن آنکه با گروه‌هاي تروريستي مقابله شود، همزمان جبهه مقاومت اسلامي عليه رژيم صهيونيستي از آمادگي و هشياري لازم در برابر عمليات مشکوک آمريکا و متحدانش برخوردار باشد، زيرا هدف اصلي آمريکا، داعش و ساير گروه‌هاي تروريستي نيست، بلکه هدف اصلي آن تضعيف قدرت ايران وجبهه مقاومت در منطقه است. با آمادگي جمهوري اسلامي ايران و جبهه مقاومت و اجراي تدابير مقام معظّم رهبري (حفظه الله)، اين بار نيز به خواست الهي نقشه آمريکا و متحدانش به نتيجه نخواهد رسيد و جهان باز هم شاهد رشد بيشتر مؤلفه‌هاي قدرت جمهوري اسلامي ايران خواهد بود.
ابتکار
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: